فردا...
در اندیشه ام
فردا چه دور است
فردا ...چه دیر است
نکندفردا را بربایند
مبادا فردا را در قاب شیشه ای بیاویزند
ومن
مثل عکسی یادگاری فردا را تماشا کنم
و نتوانم کنار پنجره باشم
در آن عکس
پ.ن:این روزا همه اش فکر میکنم زمان داره تند و تند میگذره ولی من از خیلی چیزا دورم . خیلی دور
+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت5:9 بعد از ظهرتوسط ارکیده |


