گلها انار شد،داغ داغ.هر اناري هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار کوچک بود. دانه ها ترکيدند.
انار ترک برداشت .
خون انار روي دست ليلي چکيد.
ليلي انار ترک خورده رااز شاخه چيد.
مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت:راز رسيدن فقط همين بود. کافي است انار دلت ترک بخورد.
***
پ.ن :مطلب بالا رو یه جایی خونده بودم ولی منبعش یادم نیست. چون به نظرم جالب و لطیف بود نوشتمش.![]()
پ.ن :یکی از دوستان خوبم زحمت کشیدند و منبعش رو پیدا کردند.
از نوشته های عرفان نظر آهاری... با سپاس از این دوست عزیز.![]()
حسرت یکدلی و یکرنگی
نفرت از دروغ و نیرنک و ریا
بر دلم نقش شده
دل من بشکسته
و کسی نیست بپرسد که چرا
دل من غمگین است؟
.....
روزهایم دلگیر
دل من هم تنها ....
دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر...
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن ۴ همسر می باشی...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی ولی لازم دارد ..
ولی تو به لطف قانون گذار می توانی هر گاه بخواهی ازدواج کنی...
کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...
او درد می کشد وتو نگرانی کودک دختر نباشد تا جلوی خانواده ات سر افکنده نشوی...
او بالای سر دلبندش بی خوابی می کشد وتو در خواب نازی...
او با به خطر انداختن جانش مادر میشود و در کشور ما همه جا می پرسند نام پدر...
او متولد میشود ..عاشق می شود..
مادر میشود ..پیر میشود و می میرد...
و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو میکند...
Why God Made Mothers
By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.
An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?
وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشتهاي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟
She has to be completely washable, but not plastic, have 200 movable parts, all replaceable, run on black coffee and leftovers, have a lap that can hold three children at one time , have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart, and do these things only with two hands."
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
the angel was impressed" just two hands..impossible""
"And that's just on the standard model?" the Angel asked.
"This is too much work for one day. Wait until tomorrow to finish."
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيهاش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن
"But I can't!" The Lord protested, "I am so close to finishing this creation that is so close to my own heart. She already heals herself when she's sick AND she can work 18 hours a day
نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .
The Angel moved closer and touched the woman, "But you have made her so soft, Lord."
"She is soft," the Lord agreed, "but I have also made her tough. You have no idea what she can endure or accomplish."
فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.
"Will she be able to think?", asked the Angel.
The Lord replied, "Not only will she be able to think, she will be able to reason, and negotiate."
The Angel then noticed something and reached out and touched the woman's cheek. "Oops, it looks like you have a leak with this model. I told you that you were trying to put too much into this one."
فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: ”خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !”
"That's not a leak." The Lord objected. "That's a tear!"
"What's the tear for?" the Angel asked.
The Lord said, "The tear is her way of expressing her joy, her sorrow, her disappointment, her pain, her loneliness, her grief, and her pride."
The Angel was impressed. "You are a genius, Lord. You thought of everything; for mothers are truly amazing!"
خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
but there is only one thing wrong with her
she forgets what she is worth...
فقط يك چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .
~by Erma Bombeck~
زهی عشق ، زهی عشق که ما راست خدایا!
چه نغز است و چه خوبست ، چه زیباست خدایا!
چه گرمیم، چه گرمیم، از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا!
زهی ماه ،زهی ماه ، زهی باده همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا !
زهی شور ، زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار ، زهی بار که آن جاست خدایا !
فرو ریخت ،فرو ریخت شهنشاه سواران
زهی گرد ، زهی گرد که برخاست خدایا!
فتادیم ، فتادیم بدان سان که نخیزیم
ندانیم ، ندانیم ، چه غوغاست خدایا!
نه دامی است نه زنجیر ، همه بسته چراییم
چه بند است ، چه زنجیر که برپاست خدایا
چه نقشی است ، چه نقشی است در این تابه ی دلها
غریب است ، غریب است ، زبالاست خدایا!
خموشید ، خموشید ، که تا فاش نگردید
که اغیار گرفته است ، چپ و راست ، خدایا!
یا حق!
زندگی پدیده ی اسرار آمیزی است.
خنده جزئی از آن و گریه نیز جزئی از آن است.بد
نیست گهگاه غمگین باشی چرا که غمگین بودن
زیبایی خود را داراست.
فقط ...باید بیاموزی که از زیبایی غمگین بودن لذت
ببری ...
از سکوت آن ....از ژرفای آن....
"اوشو"


