تبليغاتX
* زندگی،... و دیگر هیچ *

* زندگی،... و دیگر هیچ *

زندگی ، چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.......
روزهای غمگینیست...


رازقی پرپرشد

باغ در چله نشست...

+نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت3:22 بعد از ظهرتوسط ارکیده |
...
به پسردردانه ام ،به بهانه ی دوازدهمین زادروزش

 

دیروز...

با آمدنت آسمان آبی شد

لحظه ها رنگ گرفت

و آرزوهایم جوانه زد...

امروز...

تو قد کشیده ای و من

تمام خستگی هایم را

در امواج خنده های شادمانه ات

رها می کنم

شوقی و آرامشی و...دیگر هیچ

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت0:15 قبل از ظهرتوسط ارکیده |
...
خدایا!تو تنها گواه من هستی!

خدایا!تو خود می دانی که بر من چه ها رفته است!

همه ی آنها را، که خودخواهانه مرا به قضاوت نشسته اند به تو وامی گذارم...


پ.ن:دلتنگم وفرصتی نیست برای دلتنگی دلتنگم و آسمان بغض مرا نمی فهمددلتنگم و آشیانی برای دلتنگی ام نیست دلتنگم وهیچکس درد مرا نمی دانددلتنگم دلتنگم و دیگر هیچ...

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت6:20 بعد از ظهرتوسط ارکیده |
خدای من زیباست...

من خدای شما را نمی پرستم

همان خدای خدایان

همان خدای جلیل و جبار!!

همان خدای رحیم و قهار!!

همان که می گویید یکی است

و من

حیران از این که چگونه یک می تواند دو باشد!

نه ...

من خدای شما را نمی پرستم

خدای کینه توز را نمی پرستم

من خدای خودم را می پرستم

خدای خودم را

که  ترسناک نیست

که انتقامجو نیست

خدای خودم را می پرستم

که مهربان است 

که  بخشایشگراست و زیبا... 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت9:36 بعد از ظهرتوسط ارکیده |
فردا...


در اندیشه ام

فردا چه دور است

 فردا ...چه دیر است

 نکندفردا را بربایند

مبادا فردا را در قاب شیشه ای بیاویزند

ومن 

مثل عکسی یادگاری  فردا را تماشا کنم

 و نتوانم کنار پنجره باشم 

در آن عکس


پ.ن:این روزا همه اش فکر میکنم زمان داره تند و تند میگذره ولی من از خیلی چیزا دورم . خیلی دور

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت5:9 بعد از ظهرتوسط ارکیده |
*
*
*
*
*
*
*

کد آهنگ